كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

194

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

جنبش قرمطيان يكى از تجليات شيعىگرى افراطى و مهدويانه بود كه از دل اسماعيلىگرى پديد آمد و در اواخر قرن دوم / هشتم و قرن سوم / نهم شكل گرفت و در پايان اين دوره بود كه يك نفر داعى يا مبلّغ به نام حمدان قرمط از قرار معلوم در عراق به فعاليت اشتغال داشت . در آغاز قرن چهارم / دهم حواشى صحراى شام بر اثر جنبش انقلابى زكرويه يا زكرويه تا زمانى كه آن شورش در 293 / 906 خاموش شد ، آشفته و مغشوش بود . اين دعوت قرمطى كه از گروه اصلى اسماعيليان شام در 186 / 899 منشعب شده بود ، تمايلى نداشت كه ادعاى خلفاى فاطمى را بپذيرد ( بنگريد به شمارهء 27 ) و لذا مانند قرمطيان معتقد قديم اينك مدعى بود كه نمايندهء دعوت اسماعيل ، پسر امام جعفر صادق به صورتى كه به وسيلهء پسر اسماعيل ، محمد ابلاغ شده است مىباشد و به اين طريق جدايى آنها از فاطميان هرگز التيام‌پذير نمىبود . در عوض ، قرمطيان دعوت خود را در عراق سفلى ، جايى كه شورش بردگان سياه يا زنجيان در اواخر قرن سوم / نهم عده زيادى ناراضى مذهبى و اجتماعى به جاى گذاشته بود و در ميان اعراب بدوى شمال‌شرقى عربستان ، در منطقه الاحسا يا بحرين پراكندند و در اين مناطق استقرار يافتند . در اينجا ، ابو سعيد جنابى يك امارت بادوام پديد آورد كه بعدها اغلب به نام وى دولت ابو سعيدى خوانده مىشد . سازمان جامعهء قرمطيان تا به آن حد از هنجار دولت‌هاى اسلامى آن روزگار به دور بود كه مىتوانست ظن عميق ناظران متشرع اهل سنت را برانگيزد . به نظر مىآيد كه در آن‌جا مالكيت اشتراكى املاك و كالا كه به صورت آزمايشى تجربه مىشد ، به زودى رها شد . به‌هرحال ، شالودهء اقتصادى امارت قرمطيان بر كار بردگان سياه نهاده شده بود . حكمرانان خاندان بو سعيدى را شورايى از ريش سفيدان يعنى « عقلانيه » پشتيبانى مىكرد . اين شورا ، شوراى عقد و فصل امور بود و لذا عقلانيه خوانده مىشد . مسافران معاصر و كسانى كه از الاحسا در آن زمان ديدن كرده‌اند نظم و عدالتى را كه در آن‌جا وجود داشته ستوده‌اند . روابط قرمطيان در مرحلهء قديم‌تر و فعال تاريخ‌شان با فاطميان هم‌چنان پرتنش و عداوت‌آميز بود . آنان به عراق تا سواحل فارس مىتاختند و حواشى شام و فلسطين را غارت مىكردند ، در يمن پيروانى داشتند و يك‌بار عمان را تسخير كردند . بزرگترين حركت طغيان‌آميز آنها كندن و بردن حجر الاسود از خانهء كعبه در مكه در سال 317 / 930 رخ داد زيرا آن را شيئى كه مايهء خرافه‌پرستى شده است مىدانستند . به‌هرحال ، بيست سال طول كشيد تا آن را به خواهش منصور خليفه فاطمى به جاى خود بازآوردند . در پايان قرن چهارم / دهم قرمطيان در گفتار و كردار متعادل‌تر شدند و دولت آنها به صورت